سفارش تبلیغ
صبا ویژن

یادگاری های دل

صفحه خانگی پارسی یار درباره

جنون دلتنگی

    نظر

زندگی گاهی چه عجیب میشه...گاهی اونقدر تلاش می کنی تا به یه چیزی برسی همه ی سعیتو می کنی خودتو به آب و آتیش می زنی

همه ی زندگیت میشه فکر یه نفر یاد یه نفر خاطرات یه نفر... فریدون راست میگه:

گاهی گمان نمی کنیم ولی می شود

گاهی نمی شود نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود...

هر شب خوابشو می بینی... قبل از خواب 100 بار اس ام اساشو مرور می کنی گاهی حتی با بالشت خیس می خوابی...اونقدر اشک می ریزی که حتی خودت دلت واسه خودت می سوزه...هر آهنگ غمگین تورو یاد اون می ندازه...هر شعر عاشقانه قیافشو جلو روت مجسم می کنه

هر شماره ی نا شناسی به گوشیت زنگ می زنه قلبت از تپش می ایسته تو دلت می گی یعنی میشه اون باشه؟ یعنی میشه...

چه خیال باطلی....

گاهی همه ی زندگیتو عوض می کنی تا چیزی باشی که اون دوست داره...

نیست پیشت ولی لباسی می پوشی که رنگشو اون دوست داره غذایی میخوری که اون دوست داشت حتی قیافتو تغییر میدی تا اون بپسنده

از خودت می گذری تا اون خوشحال شه تا شاید شاید شاید یه روز برگرده و ببینه به امیددیدنش زندگی میکنی از کنار هر کی رد میشی که شبیهشه  تپش قلب میگیری خوب نگاه می کنی نکنه خودش باشه

پلاک هر ماشین با رنگ ماشینش رو با دقت نگاه می کنی نکنه ماشین اون باشه.... واقعا جنونه.. عشقش قلبتو میسوزونه... فکر می کنی واقعا مجنون شدی...

برو هر جای این دنیا که می خوای

تو اینجایی توی قلبم تو خونم

کنارت رو زمین جایی ندارم

هوادارت که میتونم بمونم

 

من این دیوونگی رو دوست دارم

همین که عشق تو عین عذابه

جنون بالاتر از اینکه یکی هست

که هر شب با لباس تو بخوابه...

 

جنون بالاتر از اینکه یکی هست

که هر جایی  تو می بازی ببازه

تورو یک روز دیده که یه جایی

ازت یک عمر اسطوره بسازه...

به خودت امید میدی بر می گرده... هرکس به خاطر کارات سرزنشت می کنه محکم جلوش می ایستی و میگی بر می گرده... مگه میشه منو فراموش کنه اما ته دلت خودت می دونی... می دونی که رفته که رفته می دونی که آره میشه میشه فراموشت کنه خیلی راحت تر از چیزی که فکرشو کنی...

بعد یه مدت حتی اسمتم دیگه یادش نمیاد... چی فکر کردی؟! واقعا راست می گن اگه یه سگ بفهمه دوسش داری رام میشه ولی یه انسان مطمئن شه دوسش داری هار میشه...

راست می گن کسی که دوسش نداری اصرار پشت اصرار...کسی که دوسش داری انگار نه انگار...

آخر نا مردیه...

چقدر براش غصه بخوری؟ چقدر براش گریه کنی؟ چقدر ضجه بزنی و نفهمه؟ وقتی درد دلاتو همه گوش میدن جز اونی که باید بدونه وقتی شعراتو همه می خونن جز اونی که باید بخونه... وقتی همه به فکرتن جز اونی که باید باشه و می خوای که باشه...

دنیا رو فقط با اون می خوای ... اما.. امان از بی محلیاش ..انگار دیگه واقعا بهت ثابت میشه که دیگه پشیزی واسش ارزش نداری... اون اونجا خوش و خرم تو اینجا داغون و دلتنگ...

کم کم می فهمی تو هم باید فراموش کنی

کم کم به بیهودگیه این همه دلتنگی پی می بری...

کم کم همه ی غصه هایی که واسش خوردی رو بالا میاری و طعم مزخرف  بیهودگیشو حس می کنی...

 

واسه چی دیگه غصه بخوری وقتی می دونی یه روزی اون تف می کنه تو صورت همه ی اونای که به خاطرشون تو رو از دست داد

 

آره واقعا بعضیا لیاقت دوست داشتن ندارن...

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند/طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم...

 

دیگه یاد می گیری دلتو دست هر کسی نسپاری اصلا دست هیچکس نسپاری... می فهمی ارزش این دل چقدره...

اونم می سپاریش به خدا... نه برای محافظت اینبار برای انتقام...

بسه هر چی صدقه واسش دادی که سالم بمونه  بسه هرچی هز شب براش دعا کردی دیگه بسه..

 

یه روز اونقدر گریه می کنی که دیگه چشمات باز نمیشه صدات در نمیاد ولی خالی میشی از همه چی...

سبک میشی یه نفس عمیق می کشی و یه زندگی جدید رو بدون اون بدون یاد و فکر و خاطره ی اون شروع می کنی...

ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگی است/او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست...

 

و بعد از یه هفته از تصمیمت مسرور میشی... و به جنون قبلیت می خندی...

 

اگه بعد از مدت ها تو خیابون ببینیش اون می ایسته تو چشات خیره میشه و  توسربلند با نگاهی کوتاه و سرسری از کنارش رد میشی

این بار هر دو می فهمید کی ارزش دوست داشتن نداشت و برنده کیه؟ آره اینبار تویی که نخواستیش...

قطعا به اشتباهاتش پی برده قطعا یه جا تو زندگیش جواب کاراشو پس داده اینبار این جنون سهم اونه جنون پشیمونی...

مطمئن باش....زندگی کن...